+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 9:2 توسط باران
|
مي خواهم به اوج آسمان دل ات سر بكشم ببينم جاي براي من داري نكند آسمان دل ات ابريست پس مي خواهم برايت باران باشم و ببارم و به رنگين كمان هفت رنگ عشق ام بسپارم كه بر روي دل ات طرح محبت بكشد .
مي خواهم به انتهاي نگاه مهربانت بروم تاشايد خورشيد را در آن جا بيابم و از او خواهش كنم كه گرمايش را به تن خسته من بتاباند تا جاني دوباره بگيرم تا زنده شوم و با نگاه تو زندگي كنم .
مي خواهم طنين صدايت را در قفس دلم زنداني كنم تا مبادا در شعر باد گم شود .
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 8:57 توسط باران
|