خلوت مناجات نام تو که بر زبانم جاری می شود گویی تمام خستگی ها رنگ می بازد و من می مانم و تو که هر چه زمان می گذرد ، من رو سیاه تر می شوم و تو با رحمتی بی دریغ ستار عیوبم می شوی. مرا چه می شود که هر روز صدایت می کنم ولی صدایت را پشت امواج خروشان زندگی گم می کنم و شاید این خود من هستم که در آغوش نعمتهای بی کرانت گم شده ام. نمی دانم در جستجوی رسیدن به کدام آرامش به بیراهه می روم که هر دری به بن بست ختم می شود و من غافل از این که تنها یاد و نام تو آرامش بخش دلهای رمیده است. و تو با وجود ناشکیبایی ام صبر می کنی و من به سوی تو کشیده می شوم. و باز هم دعا می کنم : خدای من مرا ببخش و یاری ده تا به یاد بسپارم تو راه و هرچه به من می دهی یا حتی نمی دهی بندگی کنم.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 10:36 توسط باران |
نیازی نیست که دنیا تغییر کند اگر تمام تلاش ما در زندگی ،پیدا کردن عیبهای دیگران باشد ببین چقدر چاقه ، عجب دماغی داره ، چه دهن گشادی و ..... نتیجه این پیگردی جز مختل شدن آرامش روح و روان خود ما نخواهد بود . البته ممکن است که با این عیب جویی ها ، توهم برتری بر دیگران در ما ایجاد گردد . اما در هر حال پیامی که به ذهن خود مخابره می کنیم این است که « هیچ چیز مثبتی در دنیا و ساکنان آن وجود ندارد » اما وقتی که تصمیم به پذیرفتن بی قید و شرط دیگران می گیریم ، احساس کاملاً متفاوتی نسبت به دنیا و موقعیت خود در آن پیدا می کنیم . « احساس خوب آرامش و آسوده زیستن » با این روش ، ما همچون گذشته ، بر اساس معیارهای خاص خود به انتخاب دوستان و همراهانمان می پردازیم اما در عین حال به آنانی که انتخاب نکرده ایم بر چسب نادرستی و بدی نمی زنیم ، شرایط و اولویتهای زندگی خود را بر می گزینیم . اما غیر آن را با عنوان «بد » یا « نادرست » ارزیابی نمی کنیم . به این نتیجه می رسیم که هدف نهایی ما در زندگی ، آرامش ذهن و روح و روان است و بنابراین تصمیم می گیریم که نوع نگاه خود را نسبت به دنیا تغییر دهیم . ممکن است بگویید « اما من در خانواده منفی نگر بزرگ شده ام و در آنجا به من یاد داده اند که تمام هوش و حواسم را بر نکات منفی متمرکز کنم ! » بسیار خوب اما باید بدانی که در زندگی مرحله ای وجود دارد به نام « بلوغ » و آنجایی است که دیگر هر کس باید مسئولیت رفتارها و اندیشه هایش را بر عهده بگیرد حالا دیگر دوران کودکی و حاکمیت افکار بزرگترها سر آمده پس حالا تغییر کن . اگر در پیرامون خود به دنبال زیبایی ها بگردی ، زیبایی های بیشتری را در درون خود کشف خواهی کرد در حقیقت نظری که در مورد نیای اطراف خود داریم بازتاب نظری است که درباره خودمان داریم ، اگر از تصویری که در آینه می بینید خوشتان نمی آید آینه را سرزنش نکنید و خلاصه کلام این که : بکوشید که خود را تغییر دهید ، کوشش برای تغییر دادن دیگران ، تلاشی بی ثمر است .
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 21:48 توسط باران |