گفته بود پیش از این ها : دوستی ماند به گل دوستان را هر سخن،هرکار،بذرافشاندن است درضمیریکدیگر باغ گل رویاندن است گفته بودم : آب و خورشید ونسیمش مهرهست باغبانش ،رنج تا گل بردمد گفته بودم گربه بارآید درست زندگی را چون بهشت تازه ، عطرافشان وگل باران کند گفته بودم ، لیک بامن کسی نگفت خاک را از یاد بردی خاک را لاجرم یک عمر سوزاندی دریغ بذرهای آرزویی پاک را آب و خورشید ونسیم ومهر را زآنچه می بایست افزون داشتم شوربختی بین که با آن شوق و رنج در زمین شوره سنبل کاشتم گل ؟ چه جای گل گیاهی برنخاست درپی صد بار بذرافشانی ام باغ من ، اینک بیابان است و بس وندرآن من مانده ام با حیرانی ام پوزشم را می پذیری ، بی گمان عشق با این اشکها ، بیگانه نیست دوستی بذری ست ، اما هردلی درخورپروردن این دانه نیست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 13:58 توسط باران |
من دارای یک شخصیت برنده هستم
من انسانی گرم و دوستانه صمیمی و علاقه مند به دیگران هستم
من به راحتی معاشران مناسب خود را جلب می کنم
من از دیدن اشخاص جدید در زندگی لذت می برم
دیگران از مصاحبت با من لذت می برند
من شخصیت خود را دوست دارم و مطمئنم که دیگران نیز مرا دوستانه و دردسترس تلقی میکنند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 20:0 توسط باران |
من سرشار از انگیزه هستم
من هر روز زندگی را با خوش بینی زیاد شروع می کنم
همه روزه با ارتعاش انرژی سرشار می شوم
هر آینه دستیابی به هدفهایم را مجسم می کنم میزان اشتیاق و سطح نیرویم افزایش می یابد
من برای زندگی و زندگی برای من آماده است
زندگی به راستی زیبا و اعجاب آور است
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 19:56 توسط باران |
ازاینکه خود را برای موفقیت همه روزه برنامه ریزی کنم لذت می برم
همه روزه ایمان به توانمندیهایم بیشتر و راسخ تر می شود
همه روزه انباشته از شجاعت و اطمینان هستم
هر موفقیت جدید بر شادی و سعادت من می افزاید
من با عزمی راسخ در پی موفقیت هستم و به آن دست پیدا می کنم
+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:14 توسط باران |
همه روزه نسبت به خود اطمینان بیشتری پیدا کنم . درهر شرایطی راحت هستم و به خود اطمینان دارم . از ملاقات با اشخاص جدید لذت می برم آنها هم ازملاقات با من خوشحال می شوند . من روابط دوستانه ، شاد و رضایت بخش را به خود جلب می کنم . من از این خویشتن جدیدی که برای خودم ساخته ام لذت می برم . من انسانی مطمئن ، دوستانه و متکی به خود هستم .
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 20:58 توسط باران |
جوجیا اوکیف
مهم نیست کجا متولد شدم و چگونه و کجا زندگی کرده ام . مهم این است که در آنجایی که بوده ام چگونه رفتاری داشته ام .
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 16:1 توسط باران |
از این لحظه زندگی مثبتی را شروع می کنم .
من همه روزه ذهنم را با افکار مثبت ، شاد و سالم انباشته می کنم و از این کار لذت می برم .
در خود و آنچه در پیرامون من است دنبال بهترین ها می گردم و می بینم که راه موفقیت به رویم گشوده می شود .
من قویاً اعتقاد دارم که آنچه در زندگیم وجود دارد به سود و به خیر و صلاح من در جریان است
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 15:56 توسط باران |
من انسانی شاد و امیدوارم اعتماد و اطمینان و احساس قدرتمند هدفمندی تمام وجودم را سر شار کرده است .
هرچه را که بخواهم بدست می آورم .
من از تلاش و هماورد جویی استقبال می کنم اینها فرصتهای طلایی من هستند تا استعداد ها و توانمندیهایم را بروز دهم .
من شایسته موفقیت و خوشبختی هستم .
من برای موفقیت و خوشبختی مهیا شده ام .
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 15:34 توسط باران |
همه روزه می آموزم که خود را بیشتر و باز هم بیشتر دوست بدارم . من تمام وجودم را دوست دارم،تن،ذهنم و همه احساساتم را هر چه خودم را بیشتر دوست بدارم توانایی دوست داشتن دیگران در من افزایش می یابد. من روابط شاد دوستانه و رضایت بخش را به زندگیم جذب می کنم.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 15:21 توسط باران |
با قلم می گویم ، - ای همزاد ،ای همراه ای هم سرنوشت هر دومان حیران بازی های دوران زشت شعرهایم را نوشتی دست خوش اشک هایم را کجا خواهی نوشت....
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 15:15 توسط باران |