آسمان سربي رنگ. من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ. مي پرد مرغ نگاهم تا دور. آه باران باران پر مرغان نگاهم را شست. از دل من اما چه كسي نقش او را خواهد شست؟
و غمي نيست اگر
کوچه خالي ما
طوفاني نيست
دل من ميلرزد
پيش پاي باران
گرچه دل ، اين دل
پر امواج غريب
غم بي دريا نيست
با باران دل من تنها نيست
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 9:28 توسط باران |
شب گریه های آواز ، خمیازه های فریاد بلوغ ِ تند ِ خورشید ، خاتون ِ خواب ِ خرداد دلپرسه های طوفان ، ترانه های یاغی غم مویه های مجروح ، آواز ِ کوچه باغی جادوی رنگ ِ قرمز ، رویای و شرابی کویر کویر ترانه ، تشنه ترین سرابی وسوسه های رنگی ، عصیانی چشاته شیطنتای شیرین ، معراج عشوه هاته نگام نکن می سوزم ، ای که چشات تنوره پیرهن آینه پوشت ، مخملی از بلوره خالی تر از همیشه ، سرشاری از تمّنا سرسبزی یه جنگل ، دلشوره های دریا شعر ِ قشنگ ِ بوسه ، آهنگ ِ ناز ِ آغوش غمه تموم ِ دنیا ، با تو می شه فراموش رقصنده مثل ِ پیچک ، فوّاره مثل خواهش طغیان ِ اشک من باش ، یاغی ترین نوازش
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 10:3 توسط باران |
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:12 توسط باران |

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 12:10 توسط باران |

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 10:59 توسط باران |
هر چند که از سنگ تورا ساخته اند یکروز تو هم می شکنی ای دل ... 





+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 10:40 توسط باران










تو را در حسرت یک قوی تنها تو را در بال و پر یک پرستوی شوریده تو را در بوسه ی پروانه ها و مغرب گیسوان فرشته هایی که هرگز زمین را ندیده اند می جویم.
چشمهایت جمهوری مهربانی و عشق است بگو من در کدام یک از خیابانهای آن زاده خواهم شد؟
من از تمام کلمات دنیا فقط دو کلمه را می خواهم دوستت دارم را .....
و دلم می خواهد شکوفه ها و کوهستانها گرد من جمع شوند و هزاران بار آن را با من تکرار کنند .
دوست دارم شب و شبنم آنقدر ادامه پیدا کنند تا قلب کوچکم آفتابی شود.
کاش می توانستم از درون یک تنگ شیشه ای با ماهی های قرمز برایت ترانه بخوانم .
دوست دارم نه بهشت باشد و نه دوزخ که بین من و تو فاصله اندازد .
دوست دارم هر روز تو را در نفس تازه ی خورشید و هر شب در سایه روشن ماه ببینم تا نیمه شبها با من به کوچه های اندوه بیایی و ببینی که چگونه کنار گلهای شمعدانی و بابونه ها نی می نوازم.
دروازه های آسمان را به من نشان بده و بگذار دستهایم در منظومه شمسی جریان پیدا کند.
فانوسهای مهربانی ات را بر سر راه من بر افراز تا در بیشه های زشت و مه آلود گناه گم نشود.
مرا در گرد و غبار رویاهایم تنها رها مکن و پرنده ها و ابرها را از من مگیر و هنگامی که سوسنهای بی قرار در دود و بارون آواز می خوانند مرا به خانه ات ببر!
دوست دارم در زیباترین آسمان تو زندگی کنم و با رودخانه ها و رازیانه ها به گردش بروم.
سوگند به دریا و به موجی که هر دم به سوی تو بال می گشاید شبها گاهی در جستجوی تو پوست تاریک شب را لمس می کنم و حتی از سنگها سراغت را میگیرم. 










+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 9:27 توسط باران |

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 10:52 توسط باران |
بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی
ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمی دونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم
اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که او هم همین کار رو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه این طور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده
در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد در یک ساعت میشه یکی رو دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد ، ولي یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد
دنبال نگاهها نرو چون می تونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون کم کم افول می کنه ، دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند میشه یه روز تیره رو روشن کرد ، کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه
دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که می خوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی
رویایی رو ببین که می خوای ، جایی برو که دوست داری چیزی باش که می خوای باشی ، چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی
آرزو می کنم به اندازه ی کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی ، به اندازه کافی بکوشی تا قوی باشی
به اندازه کافی اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی و به اندازه کافی امید تا خوشحال بمونی
همیشه خودتو جای دیگران بذار اگر حس می کنی چیزی ناراحتت می کنه احتمالا دیگران رو هم آزار می ده
شادترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو می برن
شادی برای اونایی که گریه می کنن و یا صدمه می بینن زنده است ، برای اونایی که دنبالش می گردن و اونایی که امتحانش کردن ، چون فقط اینها هستن که اهمیت دیگران رو تو زندگیشون می فهمن
عشق با یک لبخند شروع میشه با یک بوسه رشد می کنه و با اشک تموم می شه ، روشنترین اینده همیشه روی گذشته فراموش شده شکل می گیره ، نمیشه تا وقتی که دردها و رنجا رو دور نریختی توی زندگی به درستی پیش بری ،
وقتی که به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه می کردی و بقیه می خندیدن ، سعی کن یه جوری زندگی کنی وقتی رفتی تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 10:4 توسط باران |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 9:2 توسط باران |